میز چاق سلامتی
سُرو مُرو گنده وُ رو به راهیم
فقط کمی رگ به رگ شده /
کمر و کمربندمان .
آمدیم و نقش ژان والژان را بازی کردیم
که ماشینی را که در ساحل گیر کرده بود
نجات دهیم
متشکرم .. متشکرم
میز v دو متر آنطرف تر از فرا مدرن
بنا به درخواست شما عزیزان و استقبال
از شعر +۱۸ پست قبل/ شعر فراپست مدرن
ذیل تقدیم می گردد .
قوری ز قلم
قلم ز قوری
تو عشق منی
گوگوری مگوری
میز w داستانک
نشسته بود روی مستراح فرنگی و از شاشیدن اش
لذت می برد
هنوز به کیف آخرش نرسیده بود که داد و فریاد ِ همسایه
را شنید .
- " شاشیدم به این زندگی .. ریدم به این دنیا .."
سیفون را کشید و به خودش گفت
- " تف به این شانس.. مردشور نشتی این مستراح های
خانه کبریتی.. "